
متن آهنگ فروغ علیرضا قربانی
مرگ من روز فرا خواهد رسد در بهار روشن از امواج نور در زمستان غبارآلود و دور ا خزان خال از فراد و شور مرگ من روز فرا خواهد رسد روز از ان تلخ و شرن روزها روز پوچ همچو روزان دگر ساه زامروزها دروزها ددگانم همچو دالانها تار گونه هام همچو مرمرها سرد ناگهان خواب مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فراد درد م خزند آرام رو دفترم دستهام فارغ از افسون شعر اد م آرم که در دستان من روزگار شعله م زد خون شعر خاک م خواند مرا هر دم به خوش م رسند از ره که در خاکم نهند آه شاد عاشقانم نمه شب گل برو گور غمناکم نهند بعد من ناگه به کسو م روند پرده ها تره دنا من چشمها ناشناس م خزند رو کاغذها و دفترها من در اتاق کوچکم پا م نهد بعد من با اد من بگانه ا در بر آنه م ماند بجا تارمو نقش دست شانه ا م رهم از خوش و م مانم ز خوش هر چه بر جا مانده وران م شود روح من چون بادبان قاق در افقها دور و پدا م شود م شتابند از پ هم ب شکب روزها و هفته ها و ماه ها چشم تو در انتظار نامه ا خره م ماند بچشم راهها لک دگر پکر سرد مرا م فشارد خاک دامنگر خاک ب تو دور از ضربه ها قلب تو قلب من م پوسد آنجا زر خاک بعدها نام مرا باران و باد نرم م شوند از رخسار سنگ گور من گمنام م ماند به راه فارغ از افسانه ها نام و ننگ