
متن آهنگ زندانی سیاسی جواد یساری
مادر مادر آزاد شدم مادر مادر آزاد شدم
پسرم پسرم پسر دلبندم تو از زندان آزاد شدی
بگذار در آغوشت بگیرم بگذار جای شکنجه های تنت را ببوسم
این ظالمین با تو و دوستانم چه کردند مادر مادر
به کتاب آسمونیم من قسم میخورم که به جز حق و حقیقت چیزی بر نشمرم
حضور دادگاه عدل من با صراحت میگم از اون زندونی که بودم من حکایت میگم
اول جوانی من توی زندون گذشت دوره ی سرور شادی ام با دل و خون گذشت
نه تو مادر نه پدر داشتند خبر ز حالم شب و روزم همه با رنج فراوان گذشت
یه روزی زندون قصر یه روزی ا.ین وحشت
هر زمان تو دخمه ای من کشیدم ملالت
دمی ساعت با تنی عریون توی سیه چال
زیر آزار شکنجه کردم استقامت
همه روزه واسه آزار و اذیت ما
ما رو با شکنجه ای نو می کردند آشنا
دل هیچکدومشون رحم و مروت نداشت
غم اون زندون هرگز غم غربت نداشت
توی زندون با گوشم چه ناله ها شنیدم
روزی صد بار در نوجوونا رو زیر داشت
مرگ و ناله هام دمی همراه تخته میساخت
چه مصیبت ها که با مرگ رفیق کشیدم
یه روزی زندون قصر یه روزی ا.ین وحشت
هر زمان تو دخمه ای من کشیدم مرارت
دمی ساعت با تنی عریون توی سیه چال
زیر آزار شکنجه کردم استقامت
با رمز و با علامت مشت میزدیم به دیوار
با هم سخن میگفتیم با یاری همین کار
همیشه زیر چشمی به هم نگاه میکردیم
شاید باشه بین ما زندون نمای تنها
یه روزی زندون قصر یه روزی ا.ین وحشت
هر زمان تو دخمه ای من کشیدم مرارت
دمی ساعت با تنی عریون توی سیه چال
زیر آزار شکنجه کردم استقامت
به کتاب آسمونیم من قسم میخورم که به جز حق و حقیقت چیزی بر نشمرم
حضور دادگاه عدل من با صراحت میگم از اون زندونی که بودم من حکایت میگم
اول جوانی من توی زندون گذشت دوره ی سرور شادی ام با دل و خون گذشت
نه تو مادر نه پدر داشتند خبر ز حالم شب و روزم همه با رنج فراوان گذشت
یه روزی زندون قصر یه روزی ا.ین وحشت
هر زمان تو دخمه ای من کشیدم مرارت
دمی ساعت با تنی عریون توی سیه چال
زیر آزار شکنجه کردم استقامت