متن آهنگ داستان آخر رضا یزدانی
سرفرازم با تو دل سپیدم با عشق همه ی رویامو خواب دیدم با عشق ♫!♭●
سهم ما از این جهان یا سکوته یا عشق !×.؟.×! ولی من از عاشقات قصه میگم با عشق
تازه میشم وسط عشق تکراری تو که بشم یه قسمت از شادی جاری تو ♫!♭●
همه ی این تاریخو اگه جا به جا کنن !×.؟.×! باز برمیگردم که تورو صدا کنم
کاش خاکت باشم کاش کوهت باشم سهمی از افسانه ی با شکوهت باشم ♫!♭●
باز برمیگردم که هواتو بشنوم که !×.؟.×! صدای زخمیه عاشقاتو بشنوم
از شکوه وطنم کیه که بی خبره قصه این عاشقی داستان آخره ♫!♭●
یه جوری زندگی میکنم که سر بلند باشی !×.؟.×! که همیشه باشی و همیشه بی گزند باشی
عشق تو از ابتدا به قلب و جان من تنیده این جهانو تا همیشه عشقه که نجات میده ♫!♭●
همه ی این تاریخو اگه جا به جا کنن !×.؟.×! باز برمیگردم که تورو صدا کنم
کاش خاکت باشم کاش کوهت باشم سهمی از افسانه ی با شکوهت باشم ♫!♭●
باز برمیگردم که هواتو بشنوم که صدای !×.؟.×! زخمیه عاشقاتو بشنوم
از شکوه وطنم کیه که بی خبره قصه این عاشقی داستان آخره ♫!♭●