
متن آهنگ چرخ و فلک سالار عقیلی
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان ♫!♭●
بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
در انتظار فردا شب را سحر کن ♫!♭●
با کوله باری از نور شب گذر کن
سر مست و عاشقانه در خود نظر کن ♫!♭●
بشکن در قفس را از تن رها شو
درمان درد دردمندان را دوا شو ♫!♭●
از خود برون آ محو خدا شو
خورشیدی در جان تو پنهان است ♫!♭●
دریا از یاد تو پریشان است
عاشق شو زیرا عاشق انسان است ♫!♭●
خورشیدی در جان تو پنهان است
دریا از یاد تو پریشان است
عاشق شو زیرا عاشق انسان است ♫!♭●
دنیا در چشم عاشق نفسی ست
بی عشق آنم قفسی ست ♫!♭●
آزاد از بند و دام قفس شو
با عشق هم نفس شو ♫!♭●
در انتظار فردا شب را سحر کن
با کوله باری از نور شب گذر کن ♫!♭●
سر مست و عاشقانه در خود نظر کن
بشکن در قفس را از تن رها شو ♫!♭●
درمان درد دردمندان را دوا شو
از خود برون آ محو خدا شو ♫!♭●
خورشیدی در جان تو پنهان است
دریا از یاد تو پریشان است ♫!♭●