
متن آهنگ ماه و پلنگ مانی رهنما
در من پلنگی خسته میغرید ◦◦ از عمق دره های تقدیرم ⍣ چشمات خراشی زد به آغوشم ♫ ای ماه شب های نفسگیرم ♫ من تلخ و گم بودم که پیدات شد از اوج قله های ابرآلود ◦◦ سرمای کوهستانی دستام افسوس تنها سهمت از من بود لبخند تو آرامش من بود اما تو این رازو نفهمیدی ⍣ به خاک و خون افتادم اما تو بس که ازم دوری نمیدیدی ♫ لبخند تو آرامش من بود اما تو این رازو نفهمیدی ◦◦ به خاک و خون افتادم اما تو بس که ازم دوری نمیدیدی ♫ واسه به آغوشم کشیدن هات جوونی رفتمو کم داشتم ♫ برای فتح تو به جز تقدیر جدالی سنگین با خودم داشتم ⍣ وقتی که عاشق میشی می فهمی افسانه ها حقیقتی محضن ◦◦ در من پلنگی زخمی جون داده ای ماه دنیای سیاه من ♫ لبخند تو آرامش من بود اما تو این رازو نفهمیدی ⍣ به خاک و خون افتادم اما تو بس که ازم دوری نمیدیدی ♫ لبخند تو آرامش من بود اما تو این رازو نفهمیدی ◦◦ به خاک و خون افتادم اما تو بس که ازم دوری نمیدیدی ⍣