
متن آهنگ حافظ گروه پالت
نسیم دلنواز شاعران شیراز ببر به سوی شهر عاشقان تو این راز ⍨ رسان پیام ما به گوش یار جانی بگو به داد ما برس اگر توانی ⍨ نظر به اینکه حال و روز ما خراب است رسیدگی به وضع حال ما ثواب است ⍨ تو ساقیا بیا و چاره ای دگر کن غم غروب دل گرفته را به در کن ⍨ چرا بخت بسته در به در نمیشه سیاهی نمیره دست به سر نمیشه ⍨ چرا خنده از لبای بسته دوره چرا راه شب سیاه و سوت و کوره ⍨ ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو بگو که کار جهان شد به کام ما ⍨ ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما ⍨ به چیدن ستاره تا کجا دویدیم دویدیم ولی به ناکجا رسیدیم ⍨ ندیدیم ستاره گر گرفته از تب به گوشه ای نشسته در سیاهی شب ⍨ چرا بخت بسته در به در نمیشه سیاهی نمیره دست به سر نمیشه ⍨ چرا بال بستمون نشد که وا شه چرا هی نشد نشد نشد که باشه ⍨ ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو بگو که کار جهان شد به کام ما ⍨ ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما ⍨ ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو بگو که کار جهان شد به کام ما ⍨ ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما